السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

275

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

يوسف گفت : غصّه و اندوه تو بر او به چه ميزانى است ؟ او گفت : من دوازده پسر دارم كه نام همهء آنها از نام يوسف مشتقّ شده تا من با خواندن آنها به ياد يوسف افتاده و او را ياد كنم ، يوسف گفت : تو را مىبينم كه با اين اندوه زنان زياد گرفته‌اى و فرزندان كثيرى پديد آورده‌اى . بنيامين گفت : من پدر صالحى دارم كه به من مىگويد : ازدواج كن و فرزندان بسيار داشته باش ، شايد كه خداوند از ذرّيه تو تسبيح‌كنندگانى پديد بيايند كه به زمين ارج و اعتبار ببخشند ، يوسف به او گفت : حال كه چنين است تو در كنار سفرهء من بنشين ، برادران گفتند : به تحقيق كه خداوند به يوسف و برادرش برترى بخشيده تا آنجا كه پادشاه در كنار بنيامين و بر سر سفره او مىنشيند ! سپس در خلوت ماجراى برادرى خود را با بنيامين در ميان نهاد و نقشه كشيد كه پيمانهء طلاى پادشاهى را در بارهء او قرار دهد . و از جابر بن عبد اللَّه نقل شده : مردى يهودى به نزد پيامبر ( ص ) آمد كه به او بستان يهودى مىگفتند و خطاب به پيامبر ( ص ) گفت : اى محمّد مرا از آن كوكبهايى كه يوسف در خواب ديد او را سجده مىكنند با خبر ساز و اسامى آنها را برايم آشكار كن ، حضرت فرمود : اگر من نام آنها را بگويم ، اسلام مىآورى ؟ عرض كرد : بلى ، حضرت فرمود : حرمان ، طارق ، ذيال ، ذو الكتفان ، قابس ، وثاب ، عمودان ، فيلق ، مصبح ، ضروج ، ذو القرع ، ضياء و نور را در افق آسمان مشاهده كرد كه او را سجده مىكنند و وقتى كه اين ماجرا را براى يعقوب ( ع ) تعريف كرد آن حضرت گفت : اين امر مبهمى است كه خداوند بعدها آن را آشكار مىكند . و بستان يهودى گفت : به خدا سوگند كه نام آن اختران همين بود . از امام صادق ( ع ) نقل شده : گريه‌كنندگان و بكّايين عالم پنج نفرند : آدم ، يعقوب ، يوسف ، فاطمه ( س ) و على بن الحسين ( ع ) . امّا آدم گريهء او در فراق بهشت بود تا آنجا كه دو رود اشك بر گونه‌هايش جارى مىگشت . امّا يعقوب گريهء او در فراق يوسف بود تا آنجا كه دو چشمش نابينا شد . امّا گريه يوسف در فراق يعقوب بود تا آنجا كه از گريهء او اهل زندان به شكايت در آمدند و گفتند : يا شب را گريه كن و روز را آرام بگير و يا روز را گريه كن و شب را آرام